لباده باشلق دار بلند اسلام قانون اسلامی

لباده باشلق دار بلند: اسلام قانون اسلامی قوانین قانونی نگهبان مسلمانان قانون اساسی جامعه اسلامی انقلاب اسلامی انتخابات شوراها

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی شبح آراي منفي بر سر شهردار / عباس عبدي

با عباس عبدی، تحليلگر سياسي اصلاح طلب راجع به شعارهایی که محمدباقر قالیباف و سيدابراهيم رئیسی در تبليغات انتخاباتي خود مطرح مي كنند، صحبت کردیم. اینکه توانایی

شبح آراي منفي بر سر شهردار / عباس عبدي

عباس عبدي: شبح آراي منفي بر سر شهردار

عبارات مهم : اقتصاد

با عباس عبدی، تحليلگر سياسي اصلاح طلب راجع به شعارهایی که محمدباقر قالیباف و سيدابراهيم رئیسی در تبليغات انتخاباتي خود مطرح مي كنند، صحبت کردیم. اینکه توانایی تحقق این شعارها را دارند یا نه و اینکه اساسا خاستگاه آنها اجازه طرح شعارهای پوپولیستی را می دهد یا خیر. عبدی اعتقاد است کسی که با پل صدر تصویر می گیرد نمی تواند شعار پوپولیستی بدهد.

شبح آراي منفي بر سر شهردار / عباس عبدي

تلاش قالیباف و رئیسی جهت جذب آرای کدام طبقه است؟

سعی آنها این است که کسانی را که عنوان اقتصاد برایشان مهم هست، جلب کنند، فقط به یک طبقه خاص توجه نکرده اند. در واقع در ذهن آنها کاری که احمدی نژاد انجام داد، نقش بسته هست. احمدی نژاد جهت خود یک «کاست قدرت» تعریف کرد؛ بعد آن را نشانه گرفت و در کنار این نشانه گرفتن؛ آن اتفاق افتاد (جلب بدنه). ولی اینکه در عمل چه اتفاقی می افتد، فکر می کنم بخش هایی از دهک های یک تا چهار و پنج را نشانه گرفتند تا بتوانند نظر آنها را جلب کنند.

با عباس عبدی، تحليلگر سياسي اصلاح طلب راجع به شعارهایی که محمدباقر قالیباف و سيدابراهيم رئیسی در تبليغات انتخاباتي خود مطرح مي كنند، صحبت کردیم. اینکه توانایی

با توجه به خاستگاهی که آقاي قالیباف یا رئیسی دارند آیا اساسا می توانند رأی این گروه را جذب کنند؟

خاستگاه فقط یکی از دلایل است که این اعتماد را در مخاطب به وجود نمی آورد. دیگر اینکه مردم تجربه این شعارها را دارند که البته تجربه ناموفقی بوده و به نفع آنها نیست (با فرض اینکه اجرا شود). اساسا زمینه های عینی تحقق این شعار ها هم وجود ندارد. احمدی نژاد هنگامی که حرفی می زد، همه می دانستند که او کار غیرقانونی هم انجام می دهد؛ همچنان که داد. به عنوان نمونه یارانه ها قانونا ١٥ هزار تومان بود، ولی او ٤٥ هزار تومان پرداخت کرد.

اما امکان ندارد این نامزدها این کار را انجام بدهند، این صورت ها اگر بخواهند یارانه را سه برابر کنند، باید قيمت بنزین را به لیتری ٧،٨ هزار تومان زیاد کردن بدهند تا بتوانند منبع این یارانه را تأمین کنند که عملا سیستم به آنها این اجازه را نمی دهد؛ چراکه باید قیمت گاز، برق و آب هم چهار، پنج برابر شود که بتوان منبع این یارانه را تأمین کرد؛ بنابراین شعارهای این نامزدها عملا عملیاتی نخواهد شد.

فکر می کنید جامعه به این شعارهای پوپولیستی اقبالی نشان می دهد و اگر استقبال نکند، به مفهوم این است که جامعه ما از پوپولیسم عبور کرده است؟

شبح آراي منفي بر سر شهردار / عباس عبدي

نمی شود چنین گفت؛ چون پوپولیسم هر لحظه یک زمینه هایی دارد و هنوز هم ممکن است یک جاهایی جواب بدهد. ولی مسئله این است آقای قالیباف اصلا نمی تواند این کار را بکند. کسی که افتخارش پل صدر هست، چطور می تواند از پوپولیسم دفاع کند.

احمدی نژاد آش پخش می کرد. ولی کسی که کنار پل صدر یا پل محیط زیست تصویر می گیرد که نمی تواند از این دست شعارها ارائه بدهد. این (ژست ها) هیچ ربطی به توده مردم فرودست ندارد. یک اصطلاح بین زندانیان رواج دارد و مرسوم هست. در زندان (بندهای عمومی) کسانی هستند که خیلی خالی بندی می کنند، به آنها می گویند که این به کارت تصویر تو نمی خورد! کارت تصویر برگه ای است که عنوان اتهامی را می نویسند و آنها اتهام آن زندانی را دیده اند. به عنوان نمونه دله دزدی کرده، ولی در بند عمومی گفته که من دو تا بانک زدم! آنجا می گویند که به کارت تصویر تو نمی خورد! حالا اینها به کارت تصویر آقای قالیباف نمی خورد!

با عباس عبدی، تحليلگر سياسي اصلاح طلب راجع به شعارهایی که محمدباقر قالیباف و سيدابراهيم رئیسی در تبليغات انتخاباتي خود مطرح مي كنند، صحبت کردیم. اینکه توانایی

فکر می کنید اوضاع آرای منفی نامزدها چگونه است؟

آرای منفی در این دوره زیاد است و این نشان می دهد تخریب دیگری، هیچ کمکی به فرد نمی کند. یعنی اگر الف، ب را تخریب کند، به الف هیچ کمکی نمی شود؛ بلکه باید ایجابی راجع به خود کار کند. ولی نامزدهای اصولگرا چون مطلبی جهت عرضه ندارند و قادر نیستند که خود را ایجابی تعریف کنند، به تخریب روی می آورند.

فکر می کنید که آرای منفی آقاي قالیباف و رئیسی با توجه به نظرسنجی ها و آنچه حاصل مناظره اول بوده هست، زیاد از آرای منفی روحانی است؟

شبح آراي منفي بر سر شهردار / عباس عبدي

سنجیدن آرای منفی سخت هست. حداقل رأی منفی آقاي قالیباف حول و حوش چهل وخرده ای درصد است و همین کار قالیباف را به خاص در پایتخت کشور عزیزمان ایران سخت می کند. فکر می کنم در شرایط کنونی شانسی ندارد.

در شهرستان ها چطور؟

خیلی اطلاعی راجع به آن ندارم.

آیا این شعارهای پوپولیستی در شهرستان ها می تواند منشأ اثر باشد؟

اینکه می تواند یاری کند یا نکند یا باعث رأی دادن بشود یا نشود، بحث ديگري هست. ولی اینکه بتواند اثر تعیین کننده داشته باشد یا نه، فکر نمی کنم چنین باشد. روحانی و جهانگیری به آسانی می توانند نشان دهند این شعارها پوچ است و مجلس نمی پذیرد و مستلزم زیاد کردن چندبرابری قیمت بنزین هست. در نهایت اما، مردم هم حاضر نمی شوند تورم ٤٠درصدی را تحمل کنند. الان دو، سه سال است که مردم به تورم پایین عادت کرده اند و اقتصاد خود را با این شرایط منطبق کرده هست. دیگر کسی نمی تواند تورم ٤٠ و ٥٠ درصدی را تحمل کند.

شعار ١,٥ ميليون شغل شبيه شوخي است

روز گذشته نشست رسانه ای عباس عبدی با عنوان «تحلیل گفتمان رقبای روحانی (قالیباف و رئیسی) و احتمال بازگشت پوپولیسم» در ستاد خبری دکترحسن روحانی برگزار شد. عباس عبدی اصولگرایان را فاقد یک ایده مشخص و گروگان پوپولیسم دانست.به گزارش سحر، پایگاه اطلاع رسانی ستاد انتخاباتی دکتر حسن روحانی، عباس عبدی در نشست خبری با رسانه ها راجع به تحلیل گفتمان رقبای روحانی گفت: آنچه جهت من خیلی جالب بود این است که خیلی ها می گفتند انقلاب جهت پرسشها اقتصادی انجام نشد.

عباس عبدی با اشاره به اینکه، از ابتدای دهه ٤٠ تا ٥٢ و هم از ٥٢ به بعد، رشد اقتصادی شدیدی در کشور عزیزمان ایران حاکم بود، ولی در نهایت منجر به انقلاب شد، گفت: آن وقت باافتخار گفته می شد که «مردم جهت اقتصاد انقلاب نکردند»، ولی الان چهار دهه از عمر انقلاب گذشته و شما کلمه ای به غیر از اقتصاد در این مملکت نمی شنوید. معنای این حرف این است که یا وضع مردم خوب شده، ولی زیاد نسبت به اقتصاد و معیشت حریص شده است اند یا معنای دیگرش این است که اوضاع آن قدر خراب شده است که مردم مجبور شده است اند دوباره به پرسشها اقتصادی برگردند.

او در ادامه افزود: هر دو این گزاره ها را که فرض کنید، فکر می کنم شکست جدی جهت کسانی است که خودشان را طرفدار گفتمان اصولگرایی یا چیزی مشابه آن می دانند.

معیشت و اقتصاد تاکتیک انتخاباتی است

این کارشناس گفت: به نظر من ولی واقعیت کمی متفاوت هست. درست است که معیشت و اقتصاد رکن مهمی هست، ولی بخشی از آن [تأکید بر معیشت و اقتصاد] را نامزدهای اصولگرا به عنوان یک تاکتیک انتخاباتی برجسته می کنند، بلکه بتوانند دولت را زمین بزنند و عوض کردن دهند. این خود فاجعه بدتری هست. به صورت مطلق می گویم، هیچ گاه در تاریخ انتخابات کشور عزیزمان ایران (بعد از انقلاب) نمی بینید که نیروهای اصولگرا تنها چیزی که در ذهن داشته باشند و راجع به آن بحث کنند، اقتصاد و زنده کردن منطق مارکس بنده خدا باشد! تمام وعده ووعیدها تنها روی این قضیه متمرکز هست. اعتقاد دارم این اتفاق بسیار مهمی است و آثار و عوارضش باقی خواهد ماند. این گونه نیست که فکر کنید فقط در این انتخابات این مباحث انجام می شود و اگر آنها پیروز شوند دوباره بحث اخلاقیات و ارزش را مطرح می کنند.

او در ادامه افزود: نیروهای اصولگرا هنگامی که خود را با این قضیه بسیج می کنند، بعدا نمی توانند از آن منفک شوند. این مثل موجی است که راه می اندازی (موج را می توان راه انداخت) ولی دیگر اختیارش دست شما نخواهد بود. عباس عبدی گفت: بخش دیگر ماجرا که اهمیت دارد این است که اصولگراها دچار یک بحران جدی در همین عنوان هستند. این انتخابات بیش از هر لحظه بحران اصولگرایی را مشخص می کند. جهت اینکه توضیح دهم، به گذشته برمی گردم. در اوایل انقلاب دو جناح چپ و راست بودند که تقسیم بندی آنها هم زیاد اقتصادی بود؛ جناح اصولگرا زیاد راست بود و موافق ایده بازار و جناح چپ زیاد طرفدار دولت و سوسیالیسم. البته این دسته بندی از سال ٧٢ به بعد عوض کردن کرد که خارج از گفت وگوی ماست.

این تحلیلگر سیاسی گفت: توصیه کلیدی این است که اصولگراها در چارچوب خود نماندند، ولی نمی توانستند در چارچوب چپ هم وارد بشوند؛ چون چارچوب چپ الزاماتی دارد که آنها (اصولگرایان) با آن الزامات خیلی تطابق ندارند؛ به عنوان نمونه سندیکاها و اتحادیه ها (نماد نگرش چپ هستند) و هر نیروی چپی از سازماندهی و آزادی آنها دفاع می کند، ولی اینها (اصولگرایان) این کار را نیز نمی خواهند انجام دهند.

حمایت از احمدی نژاد جهت بازسازی

او افزود: بنابراین اصولگرایان دیگر نه می توانستند راست باشند (به هر دلیلی) نه می توانستند چپ بشوند. دراین میان، پوپولیسم بر آنها حاکم شد. به نظر من احمدی نژاد از اول نیروی اصولگرا نبود، ولی چون نشانه آنها رأی آوردن بود ابتدا فکر کردند رأی نمی آورد و به همین علت از او دفاع نکردند، ولی بعدا که مشخص شد رأی می آورد، از او به صورت کامل حمایت و خود را به نوعی گروگان سیاست های احمدی نژاد کردند. آنها از سیاست های احمدی نژاد حمایت کردند چون فکر می کردند این حمایت به بازسازی آنها کمک می کند.

گروگان سیاست های احمدی نژادشدن

عبدی در ادامه گفت: گروگان سیاست های احمدی نژادشدن آن قدر به اصولگرایان فشار آورد تا بحث سال ٩٠ پیش آمد؛ آن ١١ روز منزل نشینی. اصولگرایان و احمدی نژاد از آنجا از هم جدا شدند، ولی مشکلی که قبلا گفتم هنوز در آنها وجود داشت؛ یعنی نتوانستند ایده ایجابی مشخصی جهت اقتصاد داشته باشند؛ به همین علت الان هم که دوباره وارد عرصه انتخابات می شوند، سیاست های احمدی نژاد را به بدترین شکل دنبال می کنند.

عبدی اضافه کرد: فکر نکنید این کار را فقط جهت رأی آوردن می کنند، نه، جهت اینکه چیز دیگری جهت جایگزین کردن ندارند. بعد تنها راهی که دارند همین است و فکر می کنند این روش رأی آور هست، ولی به نظر من اشتباه فاحشی را مرتکب می شوند؛ چراکه اگر ایده ها و شعارهای احمدی نژاد ١٢ سال قبل مطلوبیت پیدا کرد، دلایلی داشت.

او ادامه داد: جهت روشن شدن این عنوان یک مثال می زنم؛ کسی که در هوای گرم کویر یخ فروشی داشته باشد، قطعا مردم از او استقبال می کنند و به قیمت خوبی از او یخ می خرند، ولی اگر به هر علت اوضاع عوض کردن کند؛ به عنوان نمونه کویر به قطب تبدیل شود یا یخ فروش به قطب برود، کسی دیگر از او یخ نمی خرد. مسئله اصولگرایان این است که آن زمانی که او (احمدی نژاد) یخ می فروخت، هوا گرم بود، ولی الان یخ فروشی در قطب است!

عبدی در ادامه صحبت های خود افزود: فرض کنید در کل دوره احمدی نژاد هر سال صد هزار شغل ایجاد شده است باشد، ولی اگر در هشت سال آقای احمدی نژاد، معادل سال ٨٣ در دولت خاتمی ٦٠٠ هزار شغل ایجاد شده است بود، در سال ٩٢، چیزی حدود چهارمیلیون و ٨٠٠ هزار شغل ایجاد شده است بود و کسی هم نیاز به دریافت یارانه نداشت؛ یعنی با به وجودآمدن چهارمیلیون و ٨٠٠ هزار شغل، صددرصد کار کشور عزیزمان ایران به تحریم نمی کشید و هیچ قدرتی به خود اجازه نمی داد چنین سیستمی را تحریم کند.

آقای احمدی نژاد همینی بود که بود

او در بخش دیگر سخنانش، با تحلیل شخصیت احمدی نژاد و مقایسه او با کاندیداهای فعلی اصولگرایان گفت: آقای احمدی نژاد همینی بود که بود. نقش خود را بازی می کرد. نقش کس دیگری را بازی نمی کرد. دیگران (نامزدهای دیگر اصولگرا) این گونه نیستند، کسی که چهار درصد که سهل هست، جزء یک درصد هست، نمی تواند این نقش را بازی کند.

دیگر نامزدها از ١٨سالگی در قدرت بودند

عبدی در ادامه تأکید کرد: مسئله ای که اصولگرایان به آن توجه نمی کنند، این است که (این را حتما توجه كنيد لطفا) احمدی نژاد خود را بیرون از کاست قدرت تعریف کرد. احمدی نژاد، هاشمی را جهت اینکه با او بد بود، نزد! بلکه به خاطر این زد که او را نماد کاست قدرت می دانست. چه موقع وضع هاشمی خوب شد؟ هنگامی که که خود را طوری در جامعه تعریف کرد که (نشان داد) دیگر در کاست قدرت نیست. احمدی نژاد در این آخرهای دیگر هاشمی را نمی زد. چه چیزی را می خواست بزند؟! چون، (هر حرکتی در این زمینه) نتیجه معکوس می داد. او ادامه داد: بقیه (دیگر نامزدهای اصولگرا) چگونه می خواهند این شعار (بیرون از کاست قدرت بودن) را بدهند. آنها از ١٨سالگی در قدرت بودند. آنها که نمی توانند کاست قدرت را نشانه بگیرند. شعارهای احمدی نژاد در کنار نگاه او به کاست قدرت بود که معنا داشت و متأسفانه آنها (نامزدهای اصولگرا) متوجه این تفاوت نمی شوند.

احمدی نژاد خود را بیرون از قدرت تعریف می کرد

عبدی بعد از آخر صحبت های خود به پرسش های خبرنگاران پاسخ گفت. او در پاسخ به اینکه آیا صحبت های احمدی نژاد در خوزستان هم در ادامه ایفای نقش او خارج از کاست قدرت است؟ گفت: آقای احمدی نژاد متوجه بود که چه می گوید و بقیه کارهایی که بعدا انجام داد، نشان می داد که علیه قدرت کار می کند. بعد هم می بینیم که در عید مبعث هم دعوت نمی شود و به جای آن به مشهد می رود و بازی خود را انجام می دهد. او خود را بیرون از کاست قدرت تعریف می کند. یکی از دلایلی که شعارهای او معنی می دهد، باز در این کانتکست هست. آنها این زمینه را ندارند؛ آمده اند در قطب، یخ فروشی زده اند.

احمدی نژاد طبقه ای را نشانه نگرفته بود

عبدی در ادامه در پاسخ به این پرسش که رقبای روحانی، چه طبقه ای را جهت رأی آوری نشانه گرفته اند؟ گفت: آقای احمدي نژاد هیچ طبقه ای را نشانه نگرفته بود. بلکه کل جامعه را نشانه گرفته بود. اینها با این شعارهایی که می دهند بخش عمده ای از طبقه میانگین را از خود می رانند. حتی نظرسنجی ها هم همین را نشان می دهد. یعنی نه تنها چیزی به نفع آنها نشده، بلکه یک مقدار به ضرر آنها هم شده است هست. مسئله این است که مردم به چنین سیاستی باور ندارند، مسئله ای که نامزدهای اصولگرا به آن توجه نمی کنند، شکسته شدن این باور است.

آسیاب تندترش کن

او ادامه داد: یک هنگامی که درآمدهای نفتی وجود داشت. ولی حالا همه می دانند اینها در اختیار رئيس جمهور نیست، در اختیار مجلس و در قالب برنامه ششم توسعه هست. همین برنامه ششم منابعی را که جهت آن نوشته شده است ندارد، چه برسد به اینکه بخواهند منابع مالی بیشتری را هم به آن اضافه کنند. باز هم یک مثال بزنم، یک بازی بود به اسم «آسیاب تندترش کن، تندتر و تندترش کن!» نامزدهای اصولگرا در مسیری قرار گرفته اند که مجبورند شعارها و قیمت ها را اوج ببرند.

معنای بی کار را نمی دانند

او ادامه داد: به عنوان نمونه این شعاری که گفتند هر کسی بی کار است عضویت کند، نشان می دهد اصلا متوجه نیستند قضیه چیست. بی کار در قاموس مرکز آمار معنای خاصی دارد. نه اینکه کسی که شاغل نیست بی کار باشد؛ شاغل های ما فقط ٣٧ درصدند، ٦٣ درصد دیگر شاغل نیستند، به آنها که نمی گویند بی کار. بی کار آنهایی هستند که دو هفته نهایی به نظرسنجی دنبال کار بوده و پیدا نکرده اند، حالا ممکن است کسی ناامید شده است و دیگر دنبال کار نباشد، او را بی کار حساب نمی کنیم، او منفعل هست. به آن معنا ما سه میلیون ونیم بی کار داریم. عبدی اضافه کرد: حالا اگر بگویید کسی که کار ندارد، عضویت کند، تمام آن ٦٣درصد عضویت خواهند کرد. نه فقط آنها که حدود هفت، هشت میلیون از شاغل ها ثبت نشده اند، مثل کسی که با ماشین خود دارد کار می کند، او هم می تواند عضویت کند، زن منزل دار نیز می تواند عضویت کند.

برنامه ای جهت اقتصاد ندارند

عبدی ادامه داد: همه اینها معرف چند چیز هست. یکی اینکه اینها برنامه ای جهت اقتصاد ندارند و دوم اینکه می خواهند به هر قیمتی به قدرت برسند. اجازه بدهید که یک توصیه بگویم. فردی از من پرسید که آن طرف می گویند هاشمی، خاتمی و روحانی به طبقات فقیر کاری ندارند، نظر شما چیست؟ من گفتم اصلا فرض کنید همین طور باشد. تنها راه جهت طبقه فقیر و حتی اقوام و مذاهب این است که بگذاریم خودشان حضور داشته باشند و بر این توافق کنیم. اگر در منطقه ای فقر فراگیر شد باید صدای خودشان درآید، خودشان تشکل داشته باشند، نه اینکه من بگویم «خفه شوید، من به شما کمک می کنم».

او در همین جا ادامه داد: آیا نمی گذارند اتحادیه داشته باشند؟ آیا نمی گذارند سندیکاها شکل بگیرند؟ آیا اتحادیه ها را وابسته می کنند؟ چنین کسی حق ندارد از حقوق این طبقات دفاع کند. اصلا به این شکل حق نداریم از حقوق کسی دفاع كنيم. ما باید از این دفاع کنیم که آنها بتوانند از حقوق خودشان دفاع کنند.

او ادامه داد: قرار نیست من وکیل مدافع و قیم اقوام و دیگران باشم، اگر خودشان متحد باشند، جایگاه و منافع خود را پیدا می کنند و همه هم به آنها احترام می گذارند. مسئله اصولگراها اینجاست که خود را قیم دیگران می دانند و می خواهند اعمال قیومیت و از طرف آنها صحبت کنند. این نقطه قوت اصلاح طلبان و آقای روحانی است که بگویند قصد ما این نیست که به صورت جزئی از حقوق آنها دفاع کنیم، بلکه قصد ما این است که آنها متحد شوند و اهداف خود را پیش ببرند و منافع خود را تأمین کنند. ولی در این جامعه متأسفانه صدای هیچ کس شرکت یافته نیست. در حوزه سیاسی دست آقای روحانی و جهانگیری جهت طرح مباحث مردم پسند به اندازه کافی باز است.

شعار ١,٥ میلیون شغل شبیه شوخی است

او در پاسخ به این سؤال که ارزیابی شما از اوضاع چهارساله اشتغال زایی دولت چیست هم گفت: اگر منظور این باشد که آیا این وضع مطلوب جامعه ماست؟ به هیچ وجه، ولی ارزیابی ای که از عملکرد یک سیستم می شود با درنظرگرفتن ورودی و خروجی هست؛ چه چیزی وارد شده است و چه چیزی خارج شده است هست. بنابراین راجع به آقای روحانی باید این گونه نگاه کرد.

عبدی اضافه کرد: اعتقاد دارم که آقای روحانی بیش از حد بر برجام تأکید کرد. برجام توصیه بسیاربسیار مهمی بود، بدون حل برجام جامعه هیچ قدمی نمی توانست بردارد، ولی اعتقاد دارم روحانی جهت خنثی کردن مخالفان، تصویری بیش از اندازه از نتیجه های برجام ارائه کرد. آنچه جهت من مهم هست، این است که از سال ٩٤ که برجام به ثمر رسید، آمار مرکز آمار نشان می دهد که سال گذشته اوضاع اشتغال خوب بود و به ٧٠٠ هزار رسید، هرچند که امیدی ندارم این عدد در امسال تکرار شود، اما، بعضی از نامزدها شعار ٥/١ میلیون شغل در سال را می دهند که زیاد شبیه شوخی است.

او افزود: شاید اگر از ابتدا نگاه مستقل تری به اقتصاد و اشتغال می شد، این روند یک سال سریعتر هم اتفاق می افتاد. ببینید برجام یک مانع را برداشت؛ مانعی که جلوي هر کاری بود، ولی هنگامی که این مانع را برداشتید پرسشها قبلی سر جای خود هستند. درست است که برجام در سال ٩٤ به نتیجه رسید، ولی از سال ٩٣ علامت های موفقیت وجود داشت. می شد سریعتر جامعه را جنبش کرد. بااین حال بدون برجام نمی شد مملکت را تحرک داد، ولی به نظرم تا حدی زیاد از این هم ممکن بود.

اخبار سیاسی – شرق

واژه های کلیدی: اقتصاد | اقتصاد | اصولگرا | اقتصادی | قالیباف | احمدی نژاد | حسن روحانی | اصولگرایان | احمدی نژاد | محمدباقر قالیباف

نویسنده : getblogs